دونالد ترامپ و ۲ سناریوی تکاندهنده برای نظم جهانی
جهان غرب و به طور خاص آمریکا که همواره بر اصول لیبرالیستی و دموکراتیک تاکید داشته، اکنون به نقطه ای رسیده اند که «مارک روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا به صریحترین شکل ممکن میگوید «این اصول اکنون خود به یک مانع بزرگ در مسیر آمریکا جهت حراست از منافع ملیاش تبدیل شده اند و البته که تقویت دشمنان جهان غرب را نیز به دنبال داشته اند!» در جهان فعلی، اتحادها و ائتلافها سُستتر از هر زمان دیگری شدهاند و بدگمانی دولت های مختلف نسبت به یکدیگر و تاکید بر مسلح شدنِ حداکثری، به نحو ملموسی برجسته شده است.
نقشه ترامپ در قبال ایران دقیقا چیست؟
«ایالات متحده زیر بار جنگ فرسایشی نمیرود و هر اندازه که لابی اسرائیل و نتانیاهو فشار وارد کرده که جنگ آغاز شود، ترامپ زیر بار این موضوع نرفته است. اما ترامپ بازی روانی خود را با ایران انجام داده است. ترامپ در عین ادعاهایی که دارد و تهدیدهایی که در فضای مجازی انجام میشود به دنبال کاهش هزینهها به پایینترین حدممکن است. درواقع ترامپ ترجیح میدهد با روشهای مختلف، ایران را تضعیف کند و سپس از این تضعیف نهایت استفاده را ببرد. در حال حاضر ترامپ با همکاری نتانیاهو محور جنگ روانی را روی اعتراضات گذاشته است.»
آمریکا میخواهد تهدید جنگ را بالای سر ایران نگه دارد و خیلی هزینه نکند
نقشه آمریکا این است که حالت نه جنگ نه صلح را نگه دارند یعنی اینکه نه جنگ و نه صلحی که در وضعیت ایران و اسرائیل وجود دارد، بین ایران و آمریکا هم باشد. پس از جنگ، آتشبس شد ولی در واقع ترک مخاصمه نشده است، چیزی هم نوشته نشد. بنابراین این سیاست نه صلح و نه جنگ به ضرر ایران است چون ثبات سیاسی و اقتصادی را خدشهدار میکند و آسیبرسان است، چه برای شخصی که تولید میکند چه برای شخصی که سرمایهگذاری میکند. ما اثرات این وضعیت را در اقتصاد و سیاست کشور میبینیم. این حالت بیثباتی حاصل این سیاست نه جنگ و نه صلح است.
عربستان، سومالی و مصر بهدنبال اتحاد نظامی هستند؛ نظم امنیتی جدید در خاورمیانه
بعد از آنکه رژیمصهیونیستی منطقه جدایی طلب سومالیلند را بهعنوان یک کشور به رسمیت شناخت، عربستان بهدنبال نهایی کردن توافقی برای ایجاد یک ائتلاف نظامی جدید با سومالی و مصر است. حسن شیخمحمود، رییسجمهور سومالی برای نهایی کردن این توافق که هدف از آن تقویت همکاریهای راهبردی در حوزه امنیت دریای سرخ و نیز گسترش همکاریهای نظامی است، بهزودی به عربستان سفر خواهد کرد.
نباید تغییر موضع ترامپ در مورد اعتراضات ایران را یک عقبنشینی واقعی بدانیم
ترامپ عادت دارد موضع واقعی خود را پنهان کند و در زمینههای مختلف، به اشکال گوناگون اعلامنظر میکند تا طرف مقابل نتواند پیشبینی دقیقی از رفتارهای او داشته باشد و برایش هم مهم نیس اگر دیگران او را به عنوان فردی دروغگو و با شخصیت متناقض بشناسند. سایر روسای جمهور آمریکا حداقل یک شرم و حیای ظاهری داشتند و دلشان برای اعتبار خودشان میسوخت، اما برای ترامپ تنها تحقق اهدافش مهم است.بنابراین صحبتهای اخیر ترامپ در مورد انصراف از حمله نظامی به ایران نیز صرفا یک تاکتیک است و ما نباید فریب آن را بخوریم و باید همچنان حواسمان باشد که این آدم هر زمانی که بتواند، به ملت ایران ضربه میزند و تنها زمانی ممکن است در رویکردهای خصمانه خود نسبت به ایران تجدیدنظر کند که مردم ما را متحد و یکپارچه ببیند.
مهمترین شرط بازدارندگی در برابر آمریکا؛ «پیش بینی ناپذیری» است
ایران در چهار دهه گذشته دچار اشتباهات فاحشی در تعریف دکترین دفاعی خود بوده است از محدود کردن عمدی برد موشکهای خود به ۲هزار کیلومتر (و در نتیجه عدم دسترسی به سرزمین آمریکا و اروپا)، تمرکز بیش از حد بر محیط خلیج فارس و عدم تمایل به حضور موثر و پایدار در آبهای اقیانوسی، عدم نصب موشکهای آفندی دوربرد روی ناوهای بزرگ ایران و برخی موارد دیگر. ولی مهمترین نقص دکترین دفاعی ایران را باید در قابل پیشبینی بودن و ملایم بودن رفتار ایران دید. ایران با همین توان نظامی موجود خود میتوانست عکسالعملهای مناسب و «غیرقابل پیش بینی» از خود نشان دهد بهگونهای که بازدارندگی مناسبی در برابر آمریکا ایجاد کند. باید دقت کنیم در شرایطی که سلاح هستهای برای ایران حرام است، اگر در استفاده موثر از تسلیحات متعارف خود هم تردید داشته باشیم، باید تهاجم بیشتر دشمنان علیه ایران را منتظر باشیم.
جهان در آستانه «شوک سیلیکون»؛ تب هوش مصنوعی و کمبود تراشهها
جهان درحالی وارد سال ۲۰۲۶ شد که با کمبود مواد اولیه «سیلیکون»، ابتدا دیتاسنترها را زمینگیر میکند، سپس به بازار لپتاپ و موبایل تسری مییابد و در نهایت به شکل گرانی و افزایش هزینهها، مستقیم به مردم منتقل میشود.این درحالی است که برخی ناظران «شوک سیلیکون» را بهعنوان حبابی پرهیجان در حوزه هوش مصنوعی یا نتیجه سرمایهگذاری بیشازحد ابرمقیاسگران (Hyperscalers) یا همان شرکتهای غولپیکر فناوری و زیرساخت ابری در پی سودهای سفتهبازانه تلقی میکنند.
چپاولِ بیارتش؛ چگونه با مهندسی ذهن، ثروت جهان تاراج میشود؟
نظام مالی جهانی، شاید پیچیدهترین و در عین حال مؤثرترین ابزار چپاول نرم باشد. به کشورها القا شده که ثبات اقتصادی، در گرو پول قوی، ذخایر ارزی بالا و پیوند عمیق با بازارهای مالی غربی است. اما این پیوند، اغلب یکطرفه است.وقتی ذخایر ارزی کشورهای پیرامونی در اوراق بدهی غربی نگهداری میشود، عملاً سرمایه آنها با نرخ پایین در خدمت اقتصادهای مسلط قرار میگیرد. در زمان بحران، جریان سرمایه به سرعت معکوس میشود و این کشورها با شوک ارزی و مالی روبهرو میشوند، در حالی که مراکز مالی غربی پناهگاه امن معرفی میشوند.
بدون اصلاح توازن قدرت، تصور بهبود اقتصادی توهم است/ باید اراده فراگیر در ساختار...
در شرایط کنونی، نه در دولت و نه در مجلس، کوچکترین بحثی درباره نقش سیاستهای منحط شوکدرمانی، سیاستهای منحط آزادسازی واردات و سیاستهای منحط صنعتی که تمام صنایع اعتلابخش را در ایران با بحران روبهرو کرده و در مقابل، رانتیهای معدنی را در قله و عرش نشانده است، مشاهده نمیشود. با چنین رویکردی، نمیتوان انتظار امید و بهبود داشت. در میان همه خطاهایی که در عرصه سیاستگذاری و مدیریت اقتصادی کشور دیده میشود، یک واقعیت را باید بهعنوان هدیهای به نظام تصمیمگیریهای اساسی کشور و همه توسعهخواهان ایران تقدیم کرد و آن این است که بدون استثنا، در کل ۲۵۰ سال گذشته، بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیت ملی در ایران همواره از «انحطاط در تولید» آغاز شده است.
جنگ یمن و رقابت ریاض – ابوظبی؛ سد راه اتصال ریلی خلیج فارس به...
این طرح تنها یک پروژه حملونقلی ریلی برای کشورهای عربی نیست، بلکه ابزاری برای تحقق چندین هدف بود، تقویت امنیت انرژی برای کشورهای عربی با ایجاد مسیرهای جایگزین صادرات نفت و گاز به جای تنگه هرمز، یکپارچگی اقتصادی با کاهش هزینههای تجاری و جذب سرمایه گذاری و ارتقای وجهه ژئوپلیتیک شورا به عنوان یک بلوک منسجم. در لایهای عمیقتر، این طرح با روندهای گستردهتری مانند ابتکار «کمربند و راه» چین و توسعه کریدورهای شمال و - جنوب روسیه پروند خورد و وعده تبدیل شدن به یک هاب لجستیک جهانی را داد.
روایتی از کسری بزرگ؛ هزینههایی که نه تامین میشوند نه حذف | چرا دولت...
بودجه سال ۱۴۰5 را میتوان بازتابدهنده مجموعه نارساییها و ناکارآمدیهایی دانست که طی سالها در سیاستگذاری اقتصادی با محوریت دولت انباشته شده و اکنون به یک تصویر تقریباً ناممکن رسیده است. بر همین اساس، به نظر میرسد اجرای این بودجه در سال آینده با دشواریهای جدی مواجه خواهد شد و به شکل تدوینشده، قابلیت تحقق کامل نخواهد داشت. با این حال، این واقعیت را باید در نظر گرفت که دولت در تنظیم ارقام بودجه عملاً با گزینههای محدودی روبهرو بوده و ناچار شده است این چهارچوب را بهعنوان تنها انتخاب ممکن ارائه کند.
گرینلند؛ نقشه گنج یا دکمه جنگ جهانی سوم
گرینلند در مسیر کریدورهای هوایی و دریایی بین آمریکای شمالی، اروپا و آسیا واقع شده است. این موقعیت چشمگیر، آن را به نقطهای کلیدی برای نظارت و کنترل مسیرهای حملونقل در منطقه قطب شمال تبدیل کرده است. با توجه به تغییرات اقلیمی و ذوب یخهای قطبی، مسیرهای دریایی جدیدی در این منطقه باز میشوند که اهمیت استراتژیک گرینلند را مطابق آنچه از قبل پیشبینی شده افزایش میدهد.گرینلند همچنین دارای منابع غنی از جمله نفت، گاز طبیعی، اورانیوم و عناصر کمیاب است. این منابع، توجه قدرتهای جهانی را به خود جلب کرده و رقابت برای دسترسی به آنها را بیش از پیش تشدید کرده است.
ناگفته های تازه درباره نشست شورای امنیت درباره ایران
نشست اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد روز پنجشنبه برگزار شد و نمایندگان چین و روسیه به دفاع از مواضع جمهوری اسلامی ایران پرداختند. نمایندگان چین و روسیه ضمن به رسمیت شناختن حقوق مردم برای ابراز اعتراض قانونی دخالتهای آمریکا در امور داخلی دیگر کشورها را محکوم کردند.در این جلسه مسی علینژاد و احمد باطبی به عنوان آنچه «نمایندگان جامعه مدنی ایران» خوانده شد حضور داشتند. آنها مانند همیشه خواستار حمله ترامپ به ایران شدند. خلاصهای از مواضع کشورها در این نشست در زیر آمده است.
چه شد که ترامپ به ایران حمله نکرد؟ / دستور لغو عملیات در آخرین...
مشاوران دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با استناد به نامعلوم بودن ضربهپذیری نظام جمهوری اسلامی ایران در اثر هر گونه اقدام نظامی ایالات متحده از یک سو و ناتوانی مقابله آمریکا با یک پاسخ نظامی گسترده از جانب ایران، باعث شدند که او شب گذشته (چهارشنبه شب) مانع از یک حمله نظامی علیه ایران شود.
ترامپ و بازتولید پولشویی ژئوپلیتیک در پوشش میانجیگری جهانی
ترامپ پس از تجربهی شکست سیاسی در داخل آمریکا و تضعیف چهره بینالمللی واشنگتن، ظاهراً به تئوری قدیمی خود بازگشته است:«سیاست یعنی معامله، حتی در جنگ و صلح». اما آنچه امروز دیده میشود، تبدیل بحرانها به بستر ذخیره و جابجایی سرمایههای نامرئی است؛ سرمایههایی که بهعنوان «پشتیبان مذاکرات صلح» تعریف میشوند اما در واقع، مسیر بازچرخانی پولهای حاصل از تجارت انرژی، فروش تسلیحات و واسطهگری کشورهای سوم را میسازند.